All posts by روزبه
Cuban, Korean, Chinese
Chinese, Russian
Chinese, Japanese, German, Hungarian, English
Chinese, Danish
African American, Thai
African American, Japanese
تنوع نژادی
اولین فرض شاید این باشه که انسانها ترجیح میدن که با کسانی باشن که بیشترین شباهت رو به خودشون دارن. به هر حال در این شرایط احساس راحتی بیشتری هست و انتظار میره احتمال درک متقابل (به خاطر پیشینهی نزدیکتر) بیشتر باشه. اما در عین حال به تفاوت هم نیاز هست؛ چه از لحاظ زیستی برای نسل بعد و چه از لحاظ فرهنگی برای غنی شدن و زنده نگه داشتن اجتماع.
از بین کسانی که با تنوع راحت هستن، بعضیها به عنوان یک داروی تلخ به تنوع (diversity) نژادی و فرهنگی نگاه میکنن که لازمه و باید مصرف بشه، اما خوشایند نیست. بعضیها هم موضوع رو یک فرصت و یک موقعیت مبارک میبینن.
در ایران مدتی رو به کلاس زبان کیش میرفتم. یکی از جلسات در مورد انسانهای چند نژادی بود. معلم از تکتک زبانآموزها سوال پرسید که اگر دونژادی بودن، ترجیح میدادن ترکیب چه نژادهایی میبودن. در کلاس داشتیم چند نفری که نه تنها به هیچ عنوان حاضر نبودن به سوال جواب بدن، بلکه حاضر نبودن حتا برای یک لحظه هم که شده به چنین موضوعی فکر کنن. پرسیدن چنین سوالی به تنهایی نوعی توهین تلقی میشد چنان که در همون جلسه کار به یک نیمه قهر و دلخوری هم کشید.
تا جایی که به یاد میآرم، موضوع افراد چندنژادی همیشه برای من جالب بوده. این افراد به هر حال نشانهی وجود کسانیه که اختلاف نژادی براشون آزاردهنده نبوده (تازه اگر که باعث خوشحالی بیشتر نمیشده). فکر کنم قبلتر هم گفتهام که معموله به این افراد color blind یا کوررنگ میگن.
چند وقت پیش فرصتی شد که از موزهی تاریخ طبیعی واشنگتن دیدن کنیم. یک بخش گذاشته بودن به عنوان «نژاد» که برای من یکی از جالبترین بخشهای کل مجموعه بود (مطمئن نیستم که آیا یک بخش دائمیه یا فصلی بوده). در یک قسمت از سالن عکسهای افرادی رو گذاشته بودن که ترکیب نژادهای مختلف بودن. در هفده پست آینده این عکسها رو به همراه نژادهای هر شخص خواهم آورد.
سیستمهای پیچیده – بیست و پنج – جای خالی تحقیق در زمینههای علوم
«ارز لیبرمن» میگفت به زمینههای مختلف علوم میتوانیم در مقیاسهای مختلفی نگاه کنیم. چیزی شبیه به طرح پایین:
پیشنهاد میکرد که اگر میخواهید چیزی به مجموعهی دانش اضافه کنید، به دنبال این نباشید که در هرکدام از این زمینهها آخرین پیشرفتها را دنبال کنید و بعد به دستآوردهای قبلی چیزی اضافه کنید. آن چیزی که در حال حاضر خلا و نبودش احساس میشود، فاصلههای خالی بین این زمینهها است. به دنبال این باشید که چه طور این زمینههای مختلف که در مقیاسهای متفاوتی هستند، به هم ارتباط پیدا میکنند. با دید بهتر در این مورد میتوان به دید بهتری در این مورد رسید که چه طور اجزای کوچک با تعامل با یکدیگر، ساختارهایی در مقیاسهای بزرگتر میسازند.